آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

خاطرات آرتین

من آرتین در 10 بهمن در روز جشن باستانی سده بدنیا آمدم حالا ما یک خانواده سه نفری خوشبخت هستیم

مسافرت آرتین

سلام ما روز جمعه بعدظهر رفتیم شهرمون چون من دلم تنگ شده بود بخاطر این بابای ٢روز مرخصی گرفت ما رو برد شهرمون شب قرار بود برای مامانیم (مامان مامانم) چشن بگیریم برای روز مادر فرداش قرار بود بریم شهر بازی چون تعطیل بود روز یکشنبه رفتیم با صدرا مامانش ولی مهسا جون نیومد چون امتحان داشت اونجا کلی با صدرا بازی کردیم راستی خاله ساحل از سفر قشم برگشته بود کلی سوغات اورد مرسی خاله جون دوست دارم                                           &...
16 ارديبهشت 1392

روز مادر

  سلام امروز روز مادر این روز به مامانیم تبریک می گم به مادرجونم  تبریک می گم روز مادر مبارک ...
11 ارديبهشت 1392

حرفهای آرتین

سلام آرتین ما این روزها خیلی شیرین زبون و خیلی شیطون  حرفهای میزنه که باعث هم خنده ه هم متعجب ما میشه چون بابایش درس داره اونم تا بابای میره تو اتاقش بدو بدو میره پشت میز بابایش می شینه شروع می کنه به خط خطی کردن برگهای بابای تا بهش می گم بیا بریم می گه تو برو درس دارم یاوقتی تنها می مونه زود بدو بدو میاد می گه ترسیدم بابایش چون کمرش یکم درد می کرد بغلش نمی کرد می گفت کمرم درد می کنه آرتین خان از اون روز می گه می خواهم دکتر کمر بشه ام عزیزم می خواهد بابایش درمان کن وقتی می گم بیا بریم بیرون میگه سرده نمیام تنبل خان عاشق بستنی چیپس چای قند پفک لازانیا پرتقال ماست سیب و شکلات کیک که خیلیهاشون خوب نیست هر وقت براش نخری اینقدر گریه می کنه...
9 ارديبهشت 1392

آرتین با هوش

سلام دیروز وقتی آرتین خان از خواب بیدار شد گفت مامانی جیش وقتی پوشکش باز کردم کاملا خشک بود پسر باهوش من بدون اینکه من اموزشی به اون داده باشم خودش فهمید که وقت از پوشاک گرفتنش افرین به این پسر باهوش مامانیش اصلا دردسر نداد حالا از دیروز خودش هر موقع نیاز باشه میره کنار در دستشویی شلوارش در میاره خودش دمپایش می پوشه و... افرین بر پسر گلم
25 فروردين 1392

سالگرد ازدواج مامانی بابای

سلام مامانی بابای من روز 10 فروردین 87 باهم ازدواج کردند امسال پنجمین سالگرد ازدواج اونهاست چون ما تنهابودیم امسال مامانی خودش کیک پختاون روز سه نفری جشن گرفتیم راستی کیک من بریدم  سالگرد ازدواجتون مبارک مامانی بابای دوستون دارم آرتین و کیک سالگرد ازدواج   آرتین بلا کارد کجا گذاشته آرتین شماره1 ...
14 فروردين 1392

سیزره فرودین 92

سلام ما دیروز ساعت 12 به سمت خونه مامانی رفتیم تا سیزده بدر با اونها باشیم اخه مامانی هر سال کوفته درست می کنه مامان من عاشق کوفته بلاخره بابای بخاطر مامانی این هم مسافت قبول کرد که بریم تا مامانی خوشحال بشه من بابایم تسلیم اونجا حسابی خوش گذشت منم کلی بازی کردم جای مهساصدرا خیلی خالی بود اخه اونا با مانبودن راستی من امسال کلی عیدی گرفتم کلی کارت هدیه بانک سینا .دست مامانی خاله های عزیزم و دایه های جونم درد نکنه مرسی دست فامیلهای بابایم درد نکنه آرتین خیره به پرندگان آرتین درحال پفک خوردن وقایم کردن کارتهاش تو جیب شلوارش   آرتین در حال دادن کارتهاش آرتین وعیدیهاش آرتین دربالای درخت ...
14 فروردين 1392

نوروز 92

سلام تعطیلات نوروز تمام شد ما هم دیشب به خونه برگشتیم روز اول عید ما خونه خودمون بودیم فرداش مامانی خاله ساحل با همسرش به خونه ما اومدند تو این مدت حسابی خوش گذشت بعرش شب جمعه خاله سمیرا با همسرش به خونمون اومدند خلاصه عید امسال حسابی خونه ما شلوغ بود بعد همگی باهم رفتیم بروجرد قایق سواریم کردیم تا اینکه روز یکه شنبه عصر همگی باهم برگشتیم خونه مامانی تا دایه خاله ها دیگم ببینم راستی 2 فروردین تولد مامانی بود ما براش جشن گرفتیم تولد مبارک مامانی 120 ساله شی انشالله سفره هفتسین92 آرتین در کنار هفت سین     ارتین در موقع تحویل سال نو ارتین وماهی قرمز ارتین وسبزه از نوع ماشینش آرتین وگر...
14 فروردين 1392

سال نو مبارک

سلام امشب اخرین شب سال 1391 از فردا سال دیگه اغاز میشه از خدا می خواهم سال جدید سالی توام با سلامتی برای همه ایرانیان باشه               ...
29 اسفند 1391

خونه تکانی عید

سلام این روزا مامانی سرش خیلی شلوغ و مشغول خونه تکونی برای عید ٩٢ حسابی خسته شده چون مجبور بود امسال کارها تنهای انجام بده چون بابای هم باید سر کار بره و هم دانشگاهم بره فرصت کمک کردن نداشت ولی من کلی به مامانی کمک کردم و پسر خوبی بودم شلوغ نکردم تا مامانی بکارش برسه من هفته پیش ارایشگاه رفتم موهام کوتاه کردم تا برای عید خوشگل بشم روزهای اخر سال خیلی لذت بخشه همه در حال کار کردن خرید کردن هستن ما هم قرار بریم خرید اخر هفته آرتین قبل از ارایشگاه   ارتین بعد از ارایشگاه     ...
23 اسفند 1391