آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

خاطرات آرتین

من آرتین در 10 بهمن در روز جشن باستانی سده بدنیا آمدم حالا ما یک خانواده سه نفری خوشبخت هستیم

هفته آخر شهریور

سلام هفته پیش ما رفتیم شهرمون آخه تعطیلات تابستون تموم شد بابای میره دانشگاه باید حسابی درس بخونه ما هم دیگه کمتر می توانیم بریم مسافرت جمعه من مامانی بابای رفتیم کلی گردش کردیم خوش گذشت آرتین عشق مامانی آرتین تو ماشین بابای آرتین عسل   آ آرتین با عینک مامانی   آرتین عاشق سبزه گل آرتین به سوی رستوران         ...
1 مهر 1392

آرتین وکولی مهدش

سلام من قرار از مهرماه به مهد کودک برم گفته بودم مامانی (مامان مامانم ) یک کولی برام خریده قرار با اون به مهد برم خدا کنه من ثبت نام کنن آخه مهد پیش خونمون 3 ساله ها ثبت نام می کنه من هنوز 3 ساله نشدم کولی آرتین هدیه مامان مامانم   آرتین ناناز     موتور جدید   ...
25 شهريور 1392

آرتین استقلالی

سلام ما هفته پیش رفتیم پیش مامانی(مامان مامانم) تا چند روز تعطیلات پدرجون پیش اونها باشیم راستی قرار من دیگه به بابای بگم پدر جون مامانی اصرار داره منم قول دادم که بگم اونجا که بودیم خونه مامانی کلی خوش گذشت کلی با خاله دایی بازی کردم هر شب پدر جون میبرد پارک ساعتهای 2 برمی گشتیم خونه .دایی رضا چون طرفدار تیم استقلال برام یک نوشابه تبلیغاتی استقلال رو خرید برای صدرا قرمز چون صدرا پرسپولیسی.عصر جمعه رفتیم رستوران پدر خوب برامون شام خرید آرتین در رستوران پدرخوب       ...
11 شهريور 1392

آشپزی مامانی

سلام عصر که میشه من از مامانی می خواهم که برام کیک درست کنه مامانی تا من می گم بدو درست می کنه تا شاید من کمی بخورم اخی فقط دوست داره من غذا بخورم من دستپخت مامانی دوست دارم ولی کلا کم خوراکم که مامانی اصلا دوست نداره راستی کیک من تزئین کردم قشنگ شده نقاشی آرتین روی کیک آرتین همه کیکها کیک تولد میدونه جوجه شدن آرتین بازی کردن با کیک بجای خوردن کیک ...
3 شهريور 1392

افطاری برای مامانی

سلام 2 روز پیش بابای مارو برای افطاری بیرون برد قرار شد بریم رستوران ولی چون بابای عاشق کباب خوردن پیشنهاد داد بریم کباب بخوریم اون رستورانی که کباب خوب داشت جا برای غذا خوردن نداشت مجبور شدیم غذا بگیریم بریم توی پارک بخوریم به قول مامانی بدون وسیله ولی خیلی خوش گذشت من کلی بازی کردم یک غذای خوشمزه خوردم آرتین در حال خوردن کباب       ...
25 تير 1392

رمضان92

  ماه مهمانی خدا مبارک سلام امروز اولین روز ماه رمضان است این سومین رمضان زندگی من است هفته پیش چهارشنبه ما رفتیم شهرمون اخه تو ماه رمضان سفر زیاد نمی شه رفت من اریشگاه رفتم موهام کوتاه کردم مامانی (مامان مامانم )برام یک تی شرت خوشگل خرید مامانی خیلی خوبه منم خیلی دوست داره منم دوسش دارم دستش درد نکنه مرسی مامان جون. یک کفش خوشگلم مامانی بابای برام از اونجا خریدن به قول خودم مشی مامانی بابای دوشت دارم تی شرت هدیه مامانی(مامان مامانم)   خرید آرتین   کفش آرتین         ...
19 تير 1392