آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

خاطرات آرتین

من آرتین در 10 بهمن در روز جشن باستانی سده بدنیا آمدم حالا ما یک خانواده سه نفری خوشبخت هستیم

تولد 4 سالگی

سلام بلاخره تولد من با تاخیر 21 روزه در اول اسفند گرفته شد تولد خاله سمیرا اول اسقند بود که روز پنجشنبه شبش گرفت منم که قرار بود جمعه شب بگیرم به خاطر خاله سمیرا که نمی تونست جمعه شب باشه ظهر و عصر جمعه شد خاله شام تولرش از رستوران آورد ولی چون ما دیر رسیدیم تا اومدیم غذا خوردیم مامانی نتونست عکس بگیر کیک تولد خاله سمیرا وفتی خونه خودمون بودیم من مامانی وسایل جشن درست کردیم آخه تم تولدم بن تن بود و قرار همه لباس سبز بپوشن کارت دعوت تولدم مامانی برای پیش غذا کیک مرغ و سالاد ماکارنی و لازانیا و سالاد درست کرد برای نهار مرغ سوخاری و خورشت بادمجون و گوشت درست کرد میز نهار تولد بعد از خوردن غذ...
12 اسفند 1393

والنتاین مبارک

سلام دیروز روز والنتاین بود من و بابایی  برای مامانی یک دسته گل خوشگل خریدیم وقتی خونه مامان بزرگ بودیم آراد و صدرا اونجا بودن مامانی یک عکس خوشگل از آراد جون گرفت   ...
26 بهمن 1393

جشن تولد 4 سالگی

سلام   این هفته ما بازم رفتیم شهر خودمون گفته بودم تولد من با تاخیر برگزار میشه ولی تولد کوچولوی مامانی و بابایی برای من امسال  توی خونه پدر بابایی گرفتن شب جمعه بابایی از بیرون غذا و یک کیک کوچولو خرید و بعد رفتیم خونه بابابزرگ و یک جشن کوچولو گرفتیم کیک تولد آرتین آرتین و کیک تولدش   ساعت 00:05  رور 10 بهمن لحظه تولد آرتین خان روز بعد عصر رفتیم شهر بازی من حسابی بازی کردم و با پولی که مامان بابایی به من کادو داده بود مامانی برای من ماشین اسباب بازی خرید آرتین در شهر بازی هدیه تولد وقتی اونجا بودیم بارون میامد من مامانی هم عاشق بارون .زیر بارون قدم زدیم ...
12 بهمن 1393

امتحان زبان اینگلیسی ترم 4

سلام ترم 4 زبان اینگلیسی من تمام شد ومن امتحان این ترم با موفقیت پشت سر گذاشتم شروع ترم 5 بخاطر سرد بودن هوا وچون بعضی از بچه ها پیش دبستانی بودن و صبح نمی تونستن بیان و عصرهاهم هوا خیلی سرد می شه قرار ترم بعد از بهار شروع بشه ولی مامانی برای اینکه من توی این مدت فراموش نکنم روزی 1 ساعت با من زبان کار می کنه  تازه تو خونه بامن انگلیس صحبت می کنه  من اول می خندم وقتی جدی بودن مامانی می بینم گوش می دهم امروز قرار بریم برای تولد من هدیه بخرن هنوز مامانی بابایی نمی دون چی بخرن بابایی می خواست برام تبلت بخره اما مامانی اجازه نداد چون میگه برای بچه ها ضرر داره  ولی قول داده روزی نیم ساعت اجازه بده با گوشی خودش بازی کنم  ح...
7 بهمن 1393

تولد 4 سالگی

سلام هفته پیش  امتحانات بابایی تموم شد ما هم اخر هفته رفتیم خونه مامان بزرگ . روز پنجشنبه من مامانی بابایی و صدرا رفتیم مغازه دایی ها منم یک لباس خوشگل گرفتم آرتین و صدرا   بعد شب همراه مامان بزرگ خاله ها دایی ها رفتیم مراسم شب هفت پدر همسر دایی مهدی موفع برگشت من چون حسابی شیطنت کردم خوابم برد روز جمعه هم فوتبال ایران با عراق بود که ایران شکست خورد که  همگی ناراحت شدیم ما هم شب برگشتیم خونمون چون بابایی باید می رفت سرکار امسال تولد من با تاخیر برگزار می شه آخه هم پای مامانی هنوز خوب نشده درد می کنه و به توصیه دکتر فعلا باید استراحت کنه از طرفی همسر دایی عزا دار و درست نیست ما جشن بگیریم ولی ...
5 بهمن 1393

یلدا 93

سلام در آخرین روز پاییز امسال اتفاق بدی افتاد روزی که شبش قرار بود شب یلدا باشه من مامانی بابایی رفتیم تا برای سفره یلدامون خرید کنیم و قرار بود امسال مامانی یک کیک هندوانه برای من بخره من مامانی داشتیم توی قنادی دنبال کیک خوشگل کی گشتیم که بابایی پیشنهاد داد اول نهار بخوریم بعد کیک بخریم چون خامه اش آب می شه ماهم قبول کردیم که موقع برگشت بخریم . آرتین در حال رفتن به سمت رستوران وقتی بابایی ماشین پارک کرد تا ما پیاده بشیم چون شبش بارون آمده بود خیابان خیس و پر از آب  بود مامانی من بغل کرد که من پاهم خیس نشه همین که اومد از جوی آب رد شه پاهاش به جوی آب گرفت طفلی مامانی افتاد زمین و برای اینکه من چیزیم تشه به پاهاش فشار زیاد او...
26 دی 1393

تولد پسر خاله

سلام پسر خاله ساحل روز 13 آذر بدنیا اومد و حالا من 2 پسر خاله دارم صدرا جون و آراد جون . ما عصر پنجشنبه بعد از دانشگاه بابایی رفتیم شهر مون تا بچه خاله ساحل ببینیم تا رسیدیم رفتیم بیمارستان تا  نی نی کوچولو ببینیم روز جمعه عصر بابایی برگشت خونه خودمون آخه بابایی باید می رفت سر کار و قرار شد آخر هفته برگرده ما توی این مدت خونه خاله ساحل بودیم آراد عزیز     وقتی خونه خاله ساحل بودیم بابایی آراد برای من آدم آهنی و ماشین  و یک پازل خرید قبل از تولد آراد خاله ساحل یک چتر خوشگل برای من خرید مرسی خاله جون آرتین و آراد چون من سرما خوردم تو مراسم نامگذاری ...
28 آذر 1393