ارتین
خواب ارتین
سلام من تو اتاقم تنهای می خوابم اصلا نمی ترسم چون بزرگ شدم مامانی تو خواب عکس گرفت خیلی تو خواب تکون می خورم ...
نویسنده :
مامان آرتین
6:41
شمال
17 ماهگی
سلا من دیروز 17 ماهه شدم حالا دیگه می تونم راه برم حرف بزنم با زبون خودم و هر چی می خواهم بگیرم البته با زور گریه ماه گذشته رفته بودیم مسافرت به شمال کشور شهر محموداباد این دومین بار که به اونجا سفر می کنیم خیلی خوش گذشت تله کابینم سوار شدم خیلی اون بالا سرد بود
نویسنده :
مامان آرتین
6:43
5ماهگی
سلام من امروز 5 ماهه شدم لثه هام درد می کنن خارش زیاد دارن مامانی دندون گیرم بهم میده من تا دردم کمتر بشه ولی من میخوام همه چیز گاز بگیرم تا دردم کمتر بشه قرار خاله سمیر از مالزی بیاد ایران من برای اولین بار قرار ببینمش.دیروز با مامانی رفتیم درمانگاه برای وزن قد وزنم 6700 قدم 65 این مامانی راضی نمیشهمرتب میگه این لاغر باید تپل بشه . من با کمک مامانی میشینم غلط میخورم تو رورکم وایمیسم شیطونم شدم تا کنترل تلویزیون میبینم سریع خودم بهش میرسونم قرار با مامانی بریم شهرمون تا خاله ببینم من مامانی میریم بعد بابای میاد اخر هفته تا باهم برگردیم خونه دلم واسه بابای تنگ میشه اخه ما بریم تنها میشه ...
نویسنده :
مامان آرتین
6:55
صحبت کردن
سلام من میتونم حرف بزنم اما با زبون خودم مامنی اغلب متوجه میشه من چی می گم مثلا چی شد -کیه چیه- نمی خوام -اینه- خدایا -گله- اسم بابای -اسم مامانی -چرا -من - خودم - برق - تاب تاب -اما خیلی واضح نیست اما مامانی متوجه میشه و به من جواب میده من عاشق موبایلم تا موبایل مامانی بر می دارم شروع می کنم حرف زدن وتو تمام حرفام اسم مامانی هست من دیگه حسابی راه میرم و به قول مامانم دونده میشم چون همه اش در حال دویدنم
نویسنده :
مامان آرتین
6:43








