حرفهای آرتین
سلام آرتین ما این روزها خیلی شیرین زبون و خیلی شیطون حرفهای میزنه که باعث هم خنده ه هم متعجب ما میشه چون بابایش درس داره اونم تا بابای میره تو اتاقش بدو بدو میره پشت میز بابایش می شینه شروع می کنه به خط خطی کردن برگهای بابای تا بهش می گم بیا بریم می گه تو برو درس دارم یاوقتی تنها می مونه زود بدو بدو میاد می گه ترسیدم بابایش چون کمرش یکم درد می کرد بغلش نمی کرد می گفت کمرم درد می کنه آرتین خان از اون روز می گه می خواهم دکتر کمر بشه ام عزیزم می خواهد بابایش درمان کن وقتی می گم بیا بریم بیرون میگه سرده نمیام تنبل خان عاشق بستنی چیپس چای قند پفک لازانیا پرتقال ماست سیب و شکلات کیک که خیلیهاشون خوب نیست هر وقت براش نخری اینقدر گریه می کنه...
نویسنده :
مامان آرتین
8:23







