آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

خاطرات آرتین

من آرتین در 10 بهمن در روز جشن باستانی سده بدنیا آمدم حالا ما یک خانواده سه نفری خوشبخت هستیم

عکسهای آرتین

سلام ما ظهر جمعه رسیدیم خونمون وقرار چند روز بعد دوباره برگردیم دوم فروردین مامان بزرگ خاله نسرین ساحل اومدن خونه ما بعد با اونا رفتیم کویر میقان  موقع برگشت بابای برامون کباب گرفت اومدیم خونه ولی من تا خونه برسیم خوابم برد.فرداشم رفتیم شهر تفرش سر مزار دکتر حسابی و موزه مفاخر جاهای دیگه. ظهر دوشنبه ام برگشتیم شهر خودمون تا بقیه فامیل ببینیم برای تبریک عید کویر میقان     مزار دکتر حسابی   موزه مفاخر     ...
8 فروردين 1393

سفره هفتسین 93

سلام دیشب سال 93 هم تحویل شد من مامانی بابایی سر سفره که مامانی اماده کرده بود نشستیم برای سال جدید دعا کردیم بعد مامانی شردع کرد عکس گرفتن از من با سفره هفتسین که من حسابی مامانی اذیت کردم که مامانی نتوانست عکس خوب بگیر ما بخاطر کار بابایی نمی تواتیم جای بریم تا وقتی کهoff کار بابایی بشه بعد بریم  شهرمون و تا اخر تعطیلات بمونیم    سفره هفتسین 93 تقویم 93 با عکس آرتین جون                 آرتین خندون       ...
1 فروردين 1393

آخرین روز سا92

سلام عزیزم این اخرین پست توی سال 92 که برات می نویسم گلم دیشب چهارشنبه سوری بود من تو دوتایی رفتیم کوچه خیلی شلوغ بود کلی اتیش باری اهنگهای شاد که تو کلی شادی می کردی از دیدن اتیش بازی رنگی خیلی خوشت اومده که می خواستی دست من بگیری بری پیش کوزه ها ی اتشی .نتوانستم عکس بگیرم چون همه حواسم به تو بود که نری نزدیک اتیش .خیلی خوش گذشت زمانی که تموم شد تو گریه می کردی می گفتی بازم بریم. عزیزم از خدا می خواهم سال جدید سال پراز سلامتی شادی موفقیت برای تو و بابای و خانواده ام باشه پیشاپیش این عید باستانی به تو نفس زندگیم تبریک میگم   گل زندگیم آرتینم عیدت مبارک   ...
28 اسفند 1392

خونه تکانی عید 93

سلام سال نو نزدیک مامانی مشغول تمیز کردن خونه است و خرید برای عید این روزها خیلی خوب .منم به مامانی کمک می کنم تا کارهاش زود تموم بشه اخه تنهایی خسته میشه قرار اخر هفته بریم برای خرید عید .فردا من مامانی با هم قرار بریم ماهی قرمز بخریم برای سفره هفت سین   ...
20 اسفند 1392