تولد من
9 بهمن مامانی رفت دکتر برای معاینه خانوم دکتر بعد از شنیدن صدای قلب من و کارای دیگه گفت همه چیز خوبه روز 21 بهمن برو بیمارستان قدس بستری شو تا 22 بهمن عمل سزارین انجام بشه و نی نی نازت بیاد دنیا اما وقتی مامانی بابای برگشتن خونه بعد از خوردن شامشون وقتی بابای جلو تلویزیون نشسته بود فریاد مامانی بلند شد و اینطوری شد که چون من دوست داشتم زود بیام کنار مامانی بابای 12 روز زودتر متولد شدم تو تاریخ 10 بهمن سال1389 ساعت 00:05 بامداد تو بیمارستان قدس با وزن 3200گرم قد 50
سانتیمتر و دور سر35 سانتیمتر

خونواده مامانی همون شب اومدن شهر ما و من فامیلهای مامانی دیدم بعد روز 11 بهمن مامانی مرخص کردن وهمه باهم رفتیم خونه بعد برای ورود من جشن گرفتن اما من 3 روز بعد زردی گرفتم من بردن بیمارستان بعد از ازمایش خون گفتن باید بستری بشم و من از مامانی جدا کردن و خوابوندن تو یک دستگاه تا خوب بشم فرداش مرخص شدم برگشتیم خونه بابای برام گوسفند قربونی کرد



تولد من
