تولد خاله نسرین
سلام دیروز امتحان ترم 8 کلاس برگزار شد من به ترم 9 رفتم مامانی یک مدت بود وب من آپ نکرده بود کلی اتفاق افتاد اول از همه جشن تولد خاله نسرین
تولد خاله نسرین شب یلدا بود ولی چون وسط هفته بود قرار شد شب کریسمس برای خاله تولد بگیرم تا همه باشن ما هم آخر هفته رفتیم تا در جشن تولد خاله شرکت کنیم
مامان بزرگ شام تولد از بیرون آورد و این کیک خوشگلم کیک تولد خاله جونه
کیک تولد خاله جون

مامانی خیلی دوست داشت یک درخت برای کریسمس بخر و نزئینش کنه آخه مامانی عاشق جشنهای و فیلمها بخصوص کارتونهای سال نو .میگه من به دوران کودکی میبره .وقتی رفته بودیم فروشگاه من و مامانی کنار درخت کریسمس عکس گرفتیم

بلاخره منم پاسپورت گرفتم 


چند وقت پیش من از مامانی خواستم برای من شیرینی درست کنه مامانی به شرطی که من شلوغ نکنم قبول کرد ولی به محض شروع کار من خودم دست بکار شدم و قسمتی از کار انجام دادم مثل هم زدن و الک کردن آرد

و بعد از کثیف کردن لباس بخاطر ریختن خمیر روی لباس مشغول خوردن کیک یزدی شدم

بخاطر اینکه من خیلی لاغر هستم مامانی برای من مکمل غذای خریده تا شاید من چاق بشم همه دوست دارن لاغر بشن مامانی ما دوست داره من چاق بشم

امسال تولدم متفاوت با سالهای قبل. قرار شد تم تولدم رنگهای شاد مثل آبی و زرد باشه
بخاطر این ما آخر هفته رفتیم شهرمون تا خریدها و سفارشات انجام بدیم
وقتی رسیدیم مامان بزرگ از بیرون برامون غذای فست فود سفارش داد که تا غذا اوردن من و صدرا و آراد به این شکل



من روز جمعه با بابایی و دایی رضا به آرایشگاه رفتم موها کوتاه کردم

وقتی برگشتیم خونه روز یکشنبه قرار شد بابایی برای ماموریت به تهران بره و ما هم بااصرار بابایی دوباره رفتیم شهر خودمون
من از وقتی بدنیا اومدم همیشه مامانی در حال جمع کردن چمدان میبینم
وقتی خونه مامان بزرگ بودیم پرند کوچولو آوردن خونه مامان بزرگ چون مامانش باید بر سرکار حالا قرار یک مدت مامان بزرگ از پرند مواظبت کنه من و مامانی هم به مامان بزرگ کمک کردیم و کلی با اون بازی کردیم
مامان صدرا برای من یک جامدادی خوشگل خرید

این خرگوش خوشگل چند وقت پیش بابایی برای من از قم خرید




تولد خاله نسرین 
