آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره

خاطرات آرتین

من آرتین در 10 بهمن در روز جشن باستانی سده بدنیا آمدم حالا ما یک خانواده سه نفری خوشبخت هستیم

شرین زبونی عسل مامانی

1392/9/5 7:08
نویسنده : مامان آرتین
308 بازدید
اشتراک گذاری

آرتین عزیزم سلام پسر خوشگلم امروز می خواهم با اجازهای تو توی وبلاگت اینبار خودم برات مطلب بنویسم گل مامان نمی دونی چقدر شیرین وبامزه حرف می زنی وکارای جالب میکنی که نمی خواهم یک لحظه اش از دست بدم سعی می کنم با دوربین این لحظات ضبط کنم تا در اینده وقتی بزرگ شدی خودتم اونهارو ببینی بشنوی فقطی کار اشتباه می کنی دعوات می کنم زود میای پیشم میگی مامانی دعوا نکن مامانی صدا نکن و برای اینکه دلم بدست بیاری با دستای کوچلوت نازم می کنی میگی نازی نازی .تو همه چیز مال خودت میدونی مثلا میگی خونه من ماشین من تلیژن من(تلویزیون).............وهر چه که تو خونه است مطلق به تو مثلا از صبح که بیدار می شی dvd روشن می کنی و کارتونهای خودت نگاه می کنی تا وقتی که خودت خسته بشی واگه من بگم ارتین منم می خواهم تلوییزیون ببینم زودی میگی جانم جانم واسم کارتونهای مورد علاقت میگی مثلا عمو پورنگ پت مت باب اسفنجی وغیره شاید باورتون نشه تو یک روز از بس این کاتون میبینم یا صداشون می شنوم سرگیجه می گیرم.

از تو جامدادی بابای پاکن برداشتی کردی موبایل خودت و همین طوری تو خونه راه میری مثلا داری با موبایل صحبت میکنی تا تلفن زنگ می خوره گوشی برمی داری هر کسی پشت خط میگی کجای  خونه ای و وقتی میگم گوشی بده به من میگی با من کاردارن.

خوب صداها تشخیص میدی ارتباط هرشخص با دیگری میدونی مکانهای زندگیشون میدونی که هرکسی تو چه شهری زندگی می کنه علاقه های همه میدو نی مثلا دایی رضا چه کاری بیشتر ان یا خاله ساحل الی ... خلاصه حافظه خوبی داری عزیزم مثل خودم انم داقهر

الانم داری صدام می کنی بازم برات می نویسم اگه فرصت پیش بیاد.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

sahel
7 آذر 92 15:14
artingolam khili khili bahoshe.azizam delam vasat ye zare shode